نقـــــــــــــره فـــــــــــــام
دلــــــــــــــــــم گرفته ...!! دلــــــــــــــــــم به وسعت ِ همه ی دنیا : گرفــــــــــــــــته نقطـه ؛ ســـر خطـــــــــ . قصه دنیا به سر می آید من نیستم ... یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند کاری از من بلکه بر می آید و من نیستم ... خواب و بیداری خدایا باز هم سر می رسد هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم ... در خیابان ، در اتاقم ، روی کاغذ ، پشت میز ! بعد ها اطراف جای شب نشینی های من ..!! بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است! + این روزها؛ خیار را از هر طرف گاز بزنی : تلخ است...! + این روزها؛ هیچ کلامی : وصف ِ بی کلامی ِ مرا نمی کند ...!

صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم
نامه هایم از سفر می آید و من نیستم ...
شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم ...
بوی عشق تازه تر می آید و من نیستم ...
عشق روزی رهگذر می آید و : من نیستم ... ![]()


